تا ۳نشه بازی نشه

این پست رو جمعه موفق نشدم بذارم و حالا مصادف شد با تماشای فیلم لیست آرزوها.مثل اینکه باید بذارمش و اعلام کنم که به خودم قول داده باشم.

(جالبه.هفته پیش سرکلاس استاد گفت فیلم لیست آرزوها رو ببینین و الآن شبکه gem داره نشون میده.فیلم با مفهومیه.
واقعا آدما یه وقتا از ترس مردن به جای زندگی مردگی میکنن.ولی وقتی بهمون اعلام میشه چندوقت دیگه آخرشه قدرت ریسکمون بالا میره.)

جمعه غروب واسم دلگیر بود.تابستون گرماش بده ولی روزای بلندشو دوست دارم.

برنامه هایی تو سرم دارم که تمرین نه گفتن یکی از اوناس.وقتی دوره های TAرو گذروندم فکر میکردم خیلی خوب شده اوضام درست شده…ولی هنوز کلی کار دارم اول راهم.

وقتی نمی تونی نه بگی،آدما ازت متوقع میشن.
وقتی نمی تونی نه بگی،آدما ازت دلخور میشن.
وقتی نمی تونی نه بگی،واسه خودت زندگی نمی کنی
وقتی نمی تونی نه بگی،درگیر خواسته های دیگران میشی
وقتی نمی تونی نه بگی،تایم بیکاریتو واست برنامه می ریزن.
وقتی نمی تونی نه بگی،مرزی نداری آدما با دمپایی میان توخلوتت.خوب حق دارن!

وقتی تصمیم می گیری نه بگی،با شوک اطرافیان مواجه میشی
وقتی تصمیم می گیری نه بگی،افراد ناآگاه ناخواسته واست حس گناه ایجاد میکنن
وقتی تصمیم می گیری نه بگی،باید قوی باشی و عقب نشینی نکنی.
وقتی تصمیم می گیری نه بگی،طرد میشی.
وقتی تصمیم می گیری نه بگی،بهت لیبل های زیادی می زنن مثل خودخواه،جوگیر…

حتما تو یه پست درمورد نه گفتن و …توضیحات جامعی میدم.خلاصش اینکه اکثر آدما مخصوصا تو ایران این مشکل رو دارن.

مرسی مرجان….یکی از بهترین اتفاقات زندگیم آشناییم با تو بوده.
توئی که مرزگذاری رو واسم تعریف کردی
توئی که مرزمسئولیت پذیری رو واسم روشن کردی
توئی که بودن حس گناه و عذاب وجدان در وجودم رو بهم نشون دادی
توئی که منو با خودم مواجه کردی….

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |