یلدا

قرار بودشب یلدا مامان اینابیا پیشمون ولی برنامشون کنسل شد.خواهری و هادس اومدن.از روز قبل تصمیم گرفتم که واسه دسر چندجا سرچ کنم چیزی درست کنم مرتبط با شب یلدا.واسه شام هم رولت گوشت درست کردم که قبلا پستشو گذاشتم.

درنهایت باگرفتن چندایده وتلفیق اونا باهم ژله بستنی طرح هندونه درست کردم + کرم باواریا وانیلی و ژله انار.عکساشو واسطون میذارم.سرحوصله دستورشم میگم.شب خوبی رو درکنارهم داشتیم.امیدوارم نظربقیه هم اینطور باشه.

هادس واسم ادامه سریال breaking badرو آورد که از فرداش که بیدار شدم تا غروب که همگی رفتیم بیرون مشغول تماشای سریال بودم.عاشق تصویربرداری و سلیقه دکوراتور مجموعه هستم.

ازطرفی خاله زنگ زد که قراره زندایی شنبه واسه ناهار بیاد خونشون منم برم اونجا.

شب رفتیم فروشگاه tcm رو واسه اولین بار دیدیم.ازونجاهم رفتیم خونه خواهری اینا.شام استامبولی داشتن که من عاشق این غذام.الته ازهمه بهترمامانم درست میکنه توی قابلمه رویی یا قازان چدنی عالی میشه.هادس چندتا کتاب بهم معرفی کرد که باید بگیرم تا قحطی کتاب نشده…

شب که برگشتیم مشغول تماشای ادامه سریال شدم که وسطاش خوابم برد.درنتیجه صبح شنبه که قراربود سرراهم بانک برم خواب موندم.ساعت ۱۱ باصدای زنگ تلفن خاله بیدارشدم.سریع حاضرشدم یه آژانس گرفتم و رفتم واسه خاله یه جور دسر من درآوردی درست کرده بودم که بردم.

من مرغ شکم پر با دستوری که خالم درست میکنه و واسه ناهار درست کرده بود رو خیلی دوست دارم که بعدا واستون میذارم .کلی گپ و گفت کردیم زن دایی و دخترخالم رو خیلی وقت بود ندیده بودم.از گرونی گفتیم از استخدامی گفتیم از شرایط مسکن و ارز و طلا و… دیگه هرچی که فکرشو کنین.

دخترخالم امروز بسیاربسیار بیزی بودن یه سره این موبایلش زنگ میخورد.پسرخالم زنگ زد که امروز خاله بره دنبال پسرش از مهد بیارتش.وای که این پسر چقده نانازه.پر ازعشقه…شیرین زبون…حاضر جواب…مودب……..

 

 

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |