پینت بال

دیروز صبح با خاله میدون ولیعصر قرار گذاشتیم که با خطیای پونک بریم خونه دخترخاله.خیلی زود ماشین حرکت کرد و ازهفت تیر سمت ولیعصرهم میرفت.بهمین خاطر زود میرسیدم.خاله هم قراربود تا میدون پیاده  بیاد.سرحافظ یه نفرو دیدم فکرکردم خاله س.پیاده شدم متوجه شدم اشتباه کردم.ازونجا پیاده رفتم ۵دقیقه بعد خاله هم رسید ماشین پونک هم.سریع حرکت کرد.بدون ترافیک رسیدیم.بوی قرمه سبزی توی خونه پیچیده بود ازون بهتر مرغ شکم پر…خیلی ناهار خوردم….کلی گپ زدیم    خوش گذشت….ساعت ۳٫۵ حرکت کردم تا به باشگاه پینت بال برسم.خیلی خیلی حال داد….از نبرد خودم راضی بودم.البته یکبار اسیر شدم.یکبار هم تیر خوردم.هنوزم جای تیر درد میکنه اندازه نارنگی باد کرده…از دیشب یخ گذاشتم ولی بهتر نشده یکی از بجه ها میگفت ۲سال پیش تیر خوردم هنوز اثرش مونده….بازی جالب بود تجربه جدیدی بود….حتما بازم میرم….

محک زدن خودت که توی میدون مبارزه میتونی از خودت دفاع کنی میتونی حمله کنی میتونی یارت رو پوشش بدی…..طبق استراتژی پیش بری…خی لی باحال بید.

امشب قراره خواهری و هادس بیان خونمون تولد شووره.بهش نگفتم.امیدوارم شب خوبی کنارهم داشته باشیم اگه خونمون بزرگ بود میخواستم واسش مهمونی بگیرم…

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |