تعلیم

بعدازظهر با شوور رفتیم شهروند محل خرید.۲تا نایلون خریدشد۸۰۰۰۰ت.خیلی دور نیست وقتیکه میرفتیم شهروند یک سبد پر خرید میکردیم شاید۱۰۰ت میشد!!چه باید کرد.چه خواهد شد….

شب رفتیم خونه خواهری.کدبانو داشت یخچال تمیز میکرد.کار سختیه…..

هادس شام واسمون مرغ سوخاری کرد با نوشیدنی مخصوص زدیم بر بدن.هادس هم ذخیره فیلم وسریالش ته کشیده…قراره هارد سفارش بدیم….

دیروقت بودبرگشتیم خونه.حوصله کارکردن نداشتم …

امروز صبح از خواب که بیدار شدم کارامو کردم بعداز ظهرم رفتم آرایشگاه سر وصورتی صفا دادم.ازون جا رفتم کلاس ولی به ترافیک خوردم دیر رسیدم…مبحث امروز خیلی جالب بود.درخصوص رشد آرک تایپ جنگجو و عقده مادر خواهی بحث شد..یکی از تمرینات این دوره پینت بال هست که ثبت نام کردم واسه روز یکشنبه.اتفاق خوب دیگه اینکه یکی از بچه ها میخواد بره تعلیم قرار شد باهم بریبم فقط باید گواهینامم رو تمدید کنم.باید ازین کار بگذرم…باید امسال رانندگی کنم باید به این ترس تنبلی هرچیزی که هست غلبه کنم…

شومار امشب نیومد خونه ما احتمالا فردا ناهار میان.اول قرار شد فسنجون درست کنم ولی شوور گفت حوصله گردو پوست کندن وچرخ کردن نداره.شاید یه غذای راحت تر درست کنم که همون فرداصبح آماده بشه…

یه کار مهم تو فیس بوک دارم امشب انجامش میدم…

 

 

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |