پذیرایی

امروز اینطوری گذشت.کلاس خوب بود عالی نبود ولی عوضش پذیرایی عالی بود.ساندویچ سوسیس بندری واسمون درست کرده بودن آقایون کلاس.محشر.از مال خواهری هم بهتر.(خواهری تو این قسمت رو نبین)

شوور اومد دنبالم رفتیم خونه خواهری یه بسته داشتم بهش بدم ببره واسه مامان اینا.برگشت ۱٫۵ ساعت تو راه بودیم.ایام محرم تهران همه خودجوش دسته راه میندازن نه هماهنگی-نه اطلاع رسانی…..هر دسته ۱۰نفربودن شاید نصفشونم بچه.اختیار خیابونا دستشون.باکدوم مجوز؟!خداعالمه…

رسیدیم خونه.مشغول جمع کردن ساک سفر شدم.شوور هم شامی خورد و وسائل خودشو جمع کرد…تاهمین حالا که نشستم پست رو بذارم.

امممممممممیدوارم فردا ترافیک نباشه.قراره ساعت ۵٫۵ حرکت کنیم.

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |