اطلاعاتی از منابع مختلف اینترنتی

                                                                                      پرسفون

سه دسته مرد جذب پرسفون می شوند :

·         مرد خیلی مرد :حالت سنتی ازدواج ، مردان قوی با زنان کم عرضه

·         مردی که نمی تواند با زنان قدرتمند رابطه داشته باشد.

·         مردان بی تجربه و جوان مثل خودش

ازدواج بهانه ای است ، برای جدال با مادر.

استقلال روانی از مادر به بهانه ی ازدواج ، می تواند عامل رشد فردی دختر شود ؛ ولی ممکن است فقط جایگزین شود.

کمک به پرسفون :

·         ازدواج آگاهانه و نترسیدن از پیوند زناشویی

·         گاهی اوقات طلاق برای پرسفون به منزله ی بلوغ دوباره است .

پرسفون، دخترک معصوم و کم‌خرد دیمیتر مشغول چیدن گل در دشت و دمن بود که توسط هادس و با همکاری پدر دزدیده می‌شود و به اجبار به همسری هادس درمی‌آید و پرسفون و دیمیتر بی‌تاب و افسرده می‌شوند و بالاخره با تلاشهای دیمیترِ مادر پرسفون نجات می‌یابد، غافل از آنکه قبل از نجات یافتن، دانه اناری که هادس به او داده را می‌خورد و این یعنی که پرسفون باید نیمی از سال را نزد هادس به دنیای تاریکی و افسردگی برود و راهنمای افسردگان باشد و نیمی دیگر در روشنایی روی زمین بماند. این اتفاق که به نظر دلخراش می‌آید، برای دیمیتر و خصوصا پرسفون رشد و بالندگی به ارمغان می‌آورد و انار راز آگاهیست که همه وقتی به دنیای غم و اندوه درون می‌روند می‌بایست بخورند تا به سلامت و رشدیافته بیرون بیایند و در واقع راز افسردگی که تلاش سیستم خود تنظیمی سایکی و روان انسان برای سلامت اوست را بیابند.

صفات بارز پرسفون پذیرا بودن است. او واکنشی مغایر با خواست مادر نشان نمی­دهد. بسیاری از دختران پرسفونی جوان روابط غیرصمیمانه­ای با پدر خود دارند. زن پرسفون در رابطه با مردان کودک- زنی فاقد اعتماد به نفس و برخوردار از ذهنیتی جوان است.

زن در مرحله پرسفون جوان همچون زیبای خفته یا سپیدبرفی است نسبت به جنسیت خویش در خواب و بی هوشی است و منتظر است شهزاده­اش از راه برسد و او را از خواب بیدار کند.

زنان پرسفونی از بروز خشم جلوگیری می­کنند زیرا نمی­خواهند که مورد خشم دیگران قرار بگیرند. پرسفون در بخشی از اسطوره­ اش- آنگاه که در جهان زیرین و در اسارات به سر می­برد جوانی بود غمگین که نه غذایی می­خورد و نه می­خندید. زن پرسفونی که زندگیش محدود و نیز تحت نفوذ اشخاصی است که می­خواهند او را به خود وابسته نگاه دارند مستعد ابتلا به افسردگی است. از آنجا که شخصیتی پذیرا دارد بجای ابراز خشم و بیان تفاوتهای خود آنها را از خود نگاه می­دارد در نتیجه عواطف منفی رو به رشد در او به افسردگی می­انجامد. خشم فرو خورده افسردگی ایجاد می­کند. احساس تنهایی ناهمگونی و نارضایتی از خود نیز بر اندوه و افسردگی او می­ افزاید.

زن پرسفونی است که در درون احساس گناه، شرمساری و ناتوانی می­کند. غالبا برای حرفی که زده و یا کاری که کرده بدون بدون دلیل معذب و ناراحت می­شود. دمیتر افسرده حضوری عظیم و محوری در خانه دارد در حالیکه که پرسفون افسرده در اتاقهای عقبی خانه پنهان می­شود. دلمشغولی­ با دنیای درون، تماس او را با دیگران قطع می­کند. و او برای فرار از مشکلات دنیای واقعی به درون خویش پناه می­­برد. زن پرسفونی که بتازگی از روانپریشی بیرون آمده برخوردار از بصیرتی است که می­تواند معنای کنایی وقایع را بفهمد.

طلاق برای زنان پرسفونی بشارت دهنده مرحله­ تازه­ ای می­شود. رشد و تحول فقط زمانی است که آنها از وجود کسی که مسئولیتشان را به عهده گیرد و یا هدف تقصیراتشان واقع شود محروم شود.

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |