گله های خرکی

امروز زنگ زدم که خاله -زندایی -دخترخالمو دعوت کنم که دور هم باشیم مامان داره میاد همو ببینن.

اول به دختر خالم زنگ زدم چون کلاس داره باهاش تنظیم کنم.گفت فکر نمیکنم خاله وزندایی بیان خاله که کار داره مشغوله-زن دایی هم مشغول کارای چیزن.

حدس زدم که مشغول اثاث کشی هستن.ازش نپرسیدم.

به خاله زنگ زدم با من و من گفت میخوان اثاث کشی کنن.

این رفتارای خونواده مامان همیشه عمر واسم معما بوده یعنی که چی؟

زنگ زدم از زن دایی بپرسم دایی گوشیو برداشت.گفتم به سلامتی دارین وسایلتونو جمع میکنین؟سریع پرسید کی به شما گفت؟!

حالا اگه حرف وخبری توی خونواده ما بشه قبل اینکه خودمون به همه بگیم به یه نفر که میگیم بقیه خبردار شدن فی الفور.

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |