مهمونی جمعه

روز ۵شنبه با خواهری هماهنگ کردم که جمعه میاییم پیشتون.از وقتی خواهری رفته خونه خودشون نشده بریم دیدنشون.

عصر بود که خاله شوور زنگ زد که جمعه عصر میاییم پیشتون.تاحالا خونمون نیومده بودن.منم برنامه رو واسه شام هماهنگ کردم.

روز ۵شنبه بعدازظهر چون خوابیده بودم شب خوابم نمیومد.کارامو لیست کردم و شروع کردم.

طبق  معمول از شوور نظر خواستم که چی درست کنم واونم طبق معمول گفت هووو.چی؟نمیدونم….

تصمیم گرفتم سوپ سفید-لوبیاپلو-پاته مرغ درست کنم.واسه دسر هم ژله بستنی و کرم شکلاتی درست کردم.

کارای دیگه هم انجام شد.شوور مثل همیشه توی کارای خونه و جابجایی و…. خیلی کمکم کرد-مرسی شوور

من تا ۵صبح بیدار بودم.صبح (البته ۱۲ ظهر)که بیدار شدیم یه سری چیزا باید میبرد خونه خواهری و واسه منم قسمت جدید سریال دکسترو آورد.(هوراااا)

تا برگرده کارای منم تموم شده بود.تا مهمونامون بیان(۱۰شب)۲قسمت سریال دیدم.دستور پاته مرغ رو میذارم.خاله اینا که خیلی خوششون اومد.شما هم نظرتونو بگین.مسسی.

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |