بایگانی برای تیر, ۱۳۹۲

تنها با خودم

یکشنبه, ۲۳ تیر, ۱۳۹۲

شوور خوابش برد.این روزا شوور دیر میادخونه.خیلی خسته س.ماه رمضونم هست واقعا کارخسته کننده شده وانرژی زیادی ازش میگیره.مطمئنم که دیگه سر کار توجهی به ورم پاش نداره .قرار شد فردا شب بریم اورژانس یه نگاهی به زخم پاش بندازن.امیدوارم مشکلی نمونده باشه.

امشب خواهرزادش زنگ زده بود خبرشو بگیره پسر شیرینیه.فسقلی داشت دائی شو ارشاد میکرد.چرا کلاه سرت نبود.خیلی کارت خطرناک بود…

خودم نسبتا اوضام روبراهه.یه کارایی باید واسه خودم میکردم که خوب پیش رفتن و حس خوبی بهم دادن.خواب آرومی دارم.درونم آروم شده.فقط چندتا کار تعویقی دارم که باید انجامشون بدم.

امروز خاله تماس گرفته بود که شماره دکتر قلب وعروق واسه شوور بهم بده.فشار بالاش باید بررسی و تنظیم بشه.

با همکلاسی سابقم چند روز پیش تماس گرفتم که توی دفتر معماریش واسم کاری جور کنه ولی دفترشو جمع کرده قرار شد منتظر تماسش باشم که واسم پیگیری کنه……..امسال خیلی دوست دارم برم سر کار.

این ماه کار شوور تموم بشه قصد دارم برم از بازار فرش پشم بگیرم واسه خودم پتو ببافم این هدیه رو باید به خودم بدم واسم یادگاری از جوونی بمونه.

اپیزود جدید dexter رو دیشب دیدم.سریال جالبیه که با اطمینان نمیشه گفت آخرش چی میشه.چند تا حدس میشه زد ولی ….

خیلیییییی  شبیه سریالای داخلیه.!که البته چند سالیه نمی بینم.مگه نه؟

تا یک ساعت دیگه دخترخالم پرواز داره.سفر ۴۰ روزه با دخترش به ایران داشت.چه زود گذشت.امیدوارم سفرشون بی خطر باشه.

عدم توجه

جمعه, ۱۴ تیر, ۱۳۹۲

شوور ساعت ۶ اومد خونه.غذاشو خورد.یهو متوجه شد که پاش ورم کرده.موقع تصادف علاوه بر سرش پاش هم خراش برداشته بود.تا اون موقع درد نداشت.

رفتیم بیمارستان جم.دکتر احتمال عفونت داد و سونوگرافی نوشت.آنتی بیوتیک قوی تری بهش داد و ۲روز استعلاجی.برعکس این روزا کارش زیاده و طوری که باید خودش انجام بده .گفت اگه با استراحت بعد ۲ روز بهتر نشه باید بستری و تحت نظر باشه تا آنتی بیوتیک وریدی بگیره…

جالب اینجاست که همه توجهات به سمت چشم و سرش بود و همه غافل شدن از یک زخم کوچک روی پا که اینطور مشکل ساز شد.

 

سپاسگزار باش!!!

جمعه, ۱۴ تیر, ۱۳۹۲

۴شنبه شب بود.منتظر بودم شوور بیاد.این روزا دیر از سر کار میاد.ساعت ۹ اومد.در رو که وا کرد وحشت کردم.صورتش پر خون بود.یه تصادف کوچیک ولی پر ماجرا.سریع رفتیم بیمارستان آراد که بهمون نزدیکه.جای زخمشو که بالای ابروش بود پانسمان کردن.ازون مهمتر شد قضیه فشار خونش.فشارش بالا بود.یه ساعتی استراحت کرد تا فشارش تنظیم بشه. بعد قرار شد بخیه بزنن.چسب سوچور نداشتن.چون دیده بودم که جای بخیه معمولی تمیز نمیمونه و روی صورتش هم بود بهمون گفتن اگه میخواین کار تمیزی بشه برین بیمارستان ۱۵خرداد.

رفتیم اونجا.فوق تخصص آنکال بعد از مدتی اومد.فکر کنم زده بودنش که از خواب بیدار بشه…

فقط از ما پرسید چی شده.ماگفتیم لازم نیست جای زخم رو خودتون ببینین؟نمیدونم چی پرسید چی شنید چی فهمید….فقط دیدم یک صفحه کامل مفصل توی پرونده نوشت و گفت فردا بیاین موقع زدن بخیه پانسمان رو باز میکنم.الآن اذیت میشی.!!گفتم آقای دکتر تا فردا جای اسکار جوش نمی خوره؟….نه تا ۱۰ روز هم جوش نمی خوره!!!!!!!

صبح ساعت ۹ رسیدیم بیمارستان.بعداز ۲ساعت بلاتکلیف نشستن گفتن چرا از ریه عکس ندارین؟!!!

گفتیم کسی نگفت.خلاصه کارای لازم انجام شد و تازه اقدامات بستری رو شروع کردن و منم نمیتونستم بمونم.رفتم خونه خاله که تو همون خیابونه.

ساعت ۳ بود شوور خبر داد دارم میرم اتاق جراحی.خاله هم اومد سریع رفتیم برده بودنش توی اتاق.حدود۱-۱٫۵ساعت نشستیم.

شوور اومد و گفت همون دکتر دیشب اونجا بود.پانسمان رو باز کرد و گفت مشکلت چیه.جای زخمی نیست جوش خورده نیاز به بخیه نداره.چسب سوچور زد.شوور بهش گفته بو ما که به شما دیشب گفتیم زیر پانسمان رو چک کنین شما گفتین نیاز نیست.پزشک محترم جواب داده بودن اگه چیزیت شده بود خوب بود….برو خدا رو شکر کن.

شاکر بودن یه بحثه اهمال کاری اکثر پرسنل بیمارستان بحثی جداگانه س…

خلاصه این که ساعت حدود ۶ بود از بیمارستان اومدیم بیرون چون روز جمعه بود و واحد ترخیص هم تعطیل بود بیعانه ای هم جهت خروج پرداخت نمووودیم.

 

شروعی دوباره

شنبه, ۸ تیر, ۱۳۹۲

مدتیه پست نذاشتم.دارم به شروع یه کار فکر میکنم.هنوز پیگیری قطعی و کارسازی نداشتم.سال گذشته رو بدون کار و کلاس اموزشی سپری کردم.امسال از موسسه واسم پیغامی رسید که کلاس جدیدی داره شروع میشه.مبحثش واسم جالب بود وثبت نام کردم.۲جلسه رفتم و خوب بوده.حدود یکماه پیش تصمیم گرفتم دستورات آشپزی رو که دارم تایپ کنم وبه صورت یک کتابچه واسه خودم نگه دارم.توی کامپیوتر دارم ولی واسه من ورق زدن کتاب یه لطف دیگه ای داره.نوشتن مطالب تموم شده برنامم اینه که عکسای خوبی از هر غذای آماده شده کنار مطالب بزارم.امیدوارم جزوه خوبی از آب دراد.

 


| ترجمه به فارسی |