سیب گاز زده اپل

۲۶ تیر , ۱۳۹۳

می گویندسیب گاز زده اپل ادای دینی به آلن تورینگ، ریاضی دان بریتانیایی و مبدع ماشین تورینگ است که اساس کامپیوترهای امروزی بود.
تورینگ نتیجه جنگ جهانی دوم را با ماشین هایش عوض کرد، رمزهای ناشکستنی پیام های نازی ها را شکست، جان هزاران نفر را نجات داد و متفقان توانستند نازی‌ها را درباره‌ی تاریخ و محل حمله‌ی نهایی به آلمان بفریبند.
کار تورینگ در برنامه‌ریزی برای حمله به نرماندی که نهایتاً به شکست آلمان منجر شد، کلیدی بود.
اما به‌جای تجلیل از تورینگ، تا حد مرگ آزارش دادند. روزی دزد به خانه‌اش زد و تورینگ پلیس را خبر کرد.
پلیس در خانه‌اش شواهدی بر هم‌جنس‌گرایی او یافت و بازداشتش کردند.
بعد دادگاه حکم داد هورمون‌های جنسی به او تزریق کنند که نتیجه‌ی هولناکی داشت و باعث شد سینه‌هایش رشد کند و ثبات روانی‌اش به هم بریزد.
تورینگ در سال ۱۹۵۴ با خوردن سیبی آغشته به سیانور خودکشی کرد.

نمی دونم چقدر صحت داره

گفتنی ها را به همسرتان بگویید، امّا به موقع

۲۶ تیر , ۱۳۹۳

فرق دارد! خیلی فرق دارد!!
به خداوندی خدا فرق دارد!!!
نگاه با نگاه…
دست با دست…
آغوش با آغوش…
فرق دارد!
از زمین تا آسمان فرق دارد!
نگاهی که فقط اتفاق می افتد…
با نگاهی که دلت را گرم میکند…
با نگاهی که دلت را میلرزاند…
فرق دارد…
آغوشی که فقط هست…
با آغوشی که شاید حتی دیگر نباشد…
ولی پر از آرامش است فرق دارد…
فرق هست بین اینکه میپرسی دوستم داری؟! و میگوید آری…
میپرسی چند تا؟! میگوید بینهایت…
با اینکه میپرسی دوستم داری؟! و سکوت میکند…
نگاهی میکند… لبخندی میزند… و خودت میفهمی…
میپرسی چند تا؟! میگوید یکدانه ولی مردانه… فرق دارد!!! به خداوندی خدا فرق دارد!!!
وفقط نمیفهمی این تفاوتها را کجای دلت بگذاری

گفتنی ها را به همسرتان بگویید، امّا به موقع!
منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.

نقاشی خونه ما

۲۶ تیر , ۱۳۹۳

گفته بودم که شوور داره خودش خون هرو نقاشی می کنه. الحق و الانصاف کارش عالی بود.تمیز و با کیفیت اونم واسه بار اول!

تفاوت ما بین خصایص دو جنس زن و مرد،

۲۶ تیر , ۱۳۹۳

 

از فصل آخر کتاب تکنیک رهایی ذهن

•مرد می خواهد تنها باشد و مشکلش را خودش حل کند.
•زن همدرد می خواهد و نمی خواهد تنها باشد.
•مرد می خواهد از نظر همسرش قهرمان باشد.
•زن می خواهد شوهرش بداند که به او تکیه کرده است.
•مرد از وقت گذراندن بیش از حد همسرش با فرزندان حسودی می کند.
•زن از وقت گذرانی همسرش با بچه ها لذت میبرد.
•مرد گمان می کند اگر یک بار گفت ” دوستت دارم ” این برای همیشه در خاطر زن میماند.
•زن نیاز دارد که ” دوستت دارم ” به هر دلیلی تکرار شود.
•مرد نیاز به دادن عشق دارد.
•زن نیاز به دریافت کردن عشق دارد.
•مرد عاشق دیدن خوشحالی زن است.
•زن با دیدن خوشحالی زیاد مرد به تفّکر فرو میرود.
•مرد دوست دارد تشویق بشود و زن دوست دارد حمایت بشود.
•مرد نیاز به فضا دارد و زن نیاز به نزدیک شدن.
•ناراحتی زن احساس مفید نبودن به مرد میدهد.
•ناراحتی مرد به زن احساس دوست نداشته شدن میدهد.
•مرد در سکوت فکر می کند و فقط جملات ضروری را بیان می کند.
•زن با صدای بلند تمامی افکارش را بیان می کند.

اتاق انتظار

۱۶ تیر , ۱۳۹۳

از دست خودم خسته از دست خودم عاصی.
بلاتکلیف مطلق من.پراز ترس و پراز خشمم
چی شده منو.چی برسرم اومده
چی میشه؟چطورمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصمیم

۱۴ خرداد , ۱۳۹۳

هربار که درتصمیم گیری قاطع میشم شک میاد سراغم.واقعا باید اعتراف کنم که آدم ضعیفی هستم که اینه همه مدت سر دوراهی توقف کردم.همیشه همون دلایل واسم تکرار میشن و بین دو راه هیچکدوم رو انتخاب می کنم.
چی میشه آخرش!

یونگ

۳۰ فروردین , ۱۳۹۳

 

ما همراه با روحمان، بین تاثیرات نیرومند درون و بیرون معلق هستیم و به هر طریق باید با هر دو رفتاری عادلانه داشته باشیم. تنها وقتی می توانیم از عهده چنین کاری برآییم که استعداد های درونیمان را شناسایی کرده باشیم. بنابر این به جای این که خود را بر اساس آنچه باید انجام دهیم تعریف کنیم، باید خود را بر اساس آنچه می توانیم انجام دهیم تعریف کنیم.

- کارل گوستاو یونگ

هفت سین

۲۸ اسفند , ۱۳۹۲

امروز خریدهفت سین کردم.شوورهمچنان درحال نقاشیه.امیدوارم این خونه تا فرداشب خونه بشه.

متنی از فیس بوک

۲۸ اسفند , ۱۳۹۲

- ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ” ﺩﺧﺘﺮ”ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺨﺎﻃﺮ ” ﺗﻨﻬﺎ “ﻧﺒﻮﺩﻥ،ﻭﺟﻮﺩ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺑﯽ ﻣﺼﺮﻑ ﻭ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻩ ﻭ ﻋﻮﺿﯽ ﺭﺍﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻭ ﺁﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯﻡ ﺭﻭ ﺧﺮﺝ ﺍﻭ ﮐﻨﻢ ﺗﺎﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﮑﻨﻢ !

- ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ” ﭘﺴﺮ”ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻓﺮﺍﺗﺮﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﻢ،ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﻧﺎﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺗﺎ ﻣﺪﺗﻬﺎﺑﻌﺪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﺩﺭﺩﺳﺮﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺷﻮﻡ !

-ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺳﺮﻣﺎ ﻭ ﮔﺮﻣﺎ آخرﻫﻔﺘﻪ،ﺭﺍﻫﯽ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎ کنم ﺗﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﻭ ﻭﯾﻼ،ﺩﻭﺭ ﻫﻤﯽﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ … ﺍﻭﻥ ﮐﻮﻓﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﻢ … ﻣﺠﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺘﺮﮐﻮﻧﻢ .. ﻗﻤﺎﺭ ﮐﻨﻢ … ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻟﺬﺕ ﺣﺎﺩ ﺑﺒﺮﻡ ﺣﺘﯽﺍﮔﺮ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﻮﻡ !

ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺳﮑﯽ ﺑﺮﻭﻡ و عکس بگیرم ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﻭ ﮐﻠﻪ ﺍﻡ ﺷﮑﺴﺘﻪﺷﻮﺩ یا تو شهر ما برف نباره !

-ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺎ ﭘﺲ ﻭ ﭘﯿﺶ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺩﺭ ” ﻓﯿﺲﺑﻮﮎ ” ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﺨﻢ ﺩﻭ ﺯﺭﺩﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﻻﯾﮏ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺑﮑﻨﻢ …

ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﻋﮑﺲ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﯾﺎ ﻋﮑﺲ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﺗﺎﺍﺣﺴﺎﺱ” ﺍﺭﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ” ﺑﮑﻨﻢ …

ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻣﺨﺎﻟﻒﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻧﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﺧﺸﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺨﻠﯿﻪﮐﻨﻢ …

ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩ ﺩﻭﻧﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ !

- ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ،ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘﻮﻟﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﻤﺎﻩ ﺻﺮﻑ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎ ﻭﺍﺟﻨﺎﺳﯽ ﺑﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺪﺭﺩ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻤﺪﻫﺎﯾﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ .ﺗﺎﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﻮﭼﯽ ﻧﮑﻨﻢ ..ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻧﮑﻨﻢ !

- ﺍﮔﺮ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺷﮑﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻣﺼﺮﻑ ﭘﺮﻧﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﻘﺮ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﻨﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ!

ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﻀﺮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﻨﻮﺷﻢ. ﻗﻠﯿﺎﻥ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺳﺨﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭﻟﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ !

- ﺩﺭﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﻼﺱ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻫﺎ ﺑﺎ “ﻋﺠﻠﻪ ” ﻭ ﺗﺼﺎﺩﻑﻭ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﯿﮕﯽ،ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻭ ﺯﺭﻧﮓ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﮑﻨﻢ ..

ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﺑﺎ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﺰﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻫﻼﮎﮐﻨﻢ!

-ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺗﮕﺎﻩ ﺑﺮﻭﻡ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺬﺭﯼ ﻧﺪﻫﻢ ﻭ ﺧﯿﺮﺍﺕ ﻧﮑﻨﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ” ﮔﻨﺎﻩ” ﻭ ” ﻧﺎﻣﻨﺰﻩ ﺑﻮﺩﻥ “ﻣﯽ ﮐﻨﻢ !

- ﺍﯾﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺴﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ،ﺍﯾﻦ ” ﻋﺎﺩﺕ ﻫﺎ ” ﻭ” ﺍﺟﺒﺎﺭﻫﺎﯼ ” ﯼ ﻣﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ …

ﺑﺨﺎﻃﺮ ” ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ” ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻟﺞ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺑﺪ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ …

ﭼﻮﻥ ﺍﺳﺒﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﮕﺎﺭﯼ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺟﺎﯼ ﺿﺮﺑﺎﺕ ﺷﻼﻕ ﺍﺭﺍﺑﻪﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔُﺮﺩﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﮑﻨﻢ …

- ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ “ﺍﯾﺴﺖ ” ﮐﻨﻢ ﻭ ” ﻧﻤﺎﯾﺸﻨﺎﻣﻪ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ “ﺭﺍ ﺍﺯﻧﻮﻉ ﺑﺎﺯ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻨﻢ ….

ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﻮﯾﺎ ﻭﻣﻨﻌﻄﻒ ﻭ ﻣﺘﻨﻮﻉ ،ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻔﺎﯼ ﯾﮏ ﻧﻘﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻨﺎﺭﯾﻮﯼ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ؟ اینو اول به خودم میگم !

*** ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ : ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺍﺟﺒﺎﺭ ﺩﺭﺗکرار ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮﺳط ﻓﺮﻭﯾﺪ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻃﯽ ﺁﻥ : ﻣﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﯽ ﮐﻪﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ و از آن بیخبریم،ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﯾﮑﺴﺮﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻧﺎﮐﺎﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﻀﺮ ﻭ ﺩﺭﺩﺁﻭﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﺗﺎﺑﻄﻮﺭ ﻣﻮﻗﺖ ﺭﻧﺞ ﻋﻤﯿﻖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ!

 

عید نزدیکه

۲۶ اسفند , ۱۳۹۲

کارای رنگ آـمیزی رو به اتمامه.امیدوارم تا تحویل سال خونه مرتب بشه.امروز چندتا کارم رو انجام دادم.

چندوقته کتاب نخوندم.سی دی آموزشی هم گوش نکردم.امسال بافتنی خیلی فاز داد.لذت می برم.فقط  نمی دونم تکرار یک کار دونسته س که راحته یا واقعا نیاز داشتم این کارو امسال انجام بدم.درهرحال حالمو خوب می کنه.

امیدوارم سال جدید با اتفاقات جدید و مفید برای احوالم شروع بشه.

 


| ترجمه به فارسی |